پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

167

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

فاسقى مىآييم كه شايستهء خلافت نيست ، مردم مدينه به فكر افتادند كه بايد يزيد را بردارند . شگفت اين كه سپاهيان كوفه كه گرد حسين را فرا گرفتند و او را كشتند ، در پنج وقت به قبلهء اسلام نماز مىخواندند و در هر اذان ، شهادت به پيغمبرى محمّد ( ص ) جدّ حسين مىدادند ! شگفت‌تر اين كه از نخستين برخورد حسين ( ع ) با طليعهء سپاهيان كوفه ، دو لشكر با حسين بن على نماز خواندند ، يعنى او را مسلمان و اهل قبله و لايق امامت مىدانستند . بين اين سپاهيان كسانى بودند كه در جنگهاى اسلامى شجاعت و از خودگذشتگى نشان دادند . امّا سرانجام ظرف چند ساعت ، طومار همهء اين سوابق به هم آمد ! همه چيز در پردهء فراموشى پنهان شد ! مسلمان و امام ديروز با گذشت يك شب ، كافر به حساب آمد ! چرا ؟ « 1 » استاد شهيدى يكى از عوامل روى برتافتن گروه بسيارى از مسلمانان از مسير حق‌طلبى و عدالت‌خواهى را ، بازگشتن به فرهنگ جاهلى و احياى خصلت‌هاى قومى و قبيله‌اى مىدانند كه مقدّمات رويارويى با امام حسين ( ع ) را به تدريج فراهم ساخته است : وقتى در حكومت على كه موافق و مخالف در پارسايى و عدالتخواهى او همداستان‌اند ، كار جهاد با دشمنان خدا بدين صورت درآيد كه زنِ عبداللّه ابن خلف در روى امام خود چنان گستاخانه بلكه بىادبانه سخن بگويد و بر وى انكار كند ، و عاملان معاويه به سرزمين‌هاى حكومت على چنين دستبرد بزنند و اصحاب على ، امام خود را در دفع آنان حمايت نكنند ، اگر بگويم در سالهاى اخير اين پنجاه سال جنگهاى داخل جزيره از رنگ دين خارج شده بود و رنگ عربى و قبيله‌اى به خود گرفته بود ، سخنى بى جا نيست و اين طبيعى است كه وقتى حسين ( ع ) از مردمى كه آمادهء كشتن او بودند بپرسد ، من كسى از شما را نكشته‌ام ، دين خدا را دگرگون نكرده‌ام ، پس براى چه مرا مىكشيد ؟ ! در پاسخ گفته باشند به خاطر بغضى كه از پدرت در دل داريم ! . . . با گذشت پنجاه سال از يك سو برادرى اسلامى فراموش شد و از سوى ديگر خشم و انتقامجويى - كه در صحنه‌هاى جهاد در راه خدا نمايان مىشد - به كينه توزى و خونخواهى قبيله‌اى تبديل گشت . قبيلهء همدان مقابل عك ، يا قبيلهء كنده برابر مذحج ، و سرانجام هواداران قحطانى برابر عدنانى ، و يا امويان به كينه‌خواهى از هاشميان برخاستند . « 2 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 15 - 17 . ( 2 ) . همان ، ص 44 - 45 .